خرید بک لینک
اینقد که من Anathema دوست دارمو صبح تا شب میگم چرا اینا تو آمریکا کنسرت ندارن, دیشب خواب دیدم اینجا کنسرت داشتن. یه کنسرت خودمونی. مثلا یه همچین حالتی بود که حتی فک کنم یکی از event های PSA(گروه ایرانیای استنفورد) بود بعد اینطوری شده بود که PSA دو تا event گذاشته بود که با هم از لحاظ زمانی تداخل داشتند و ملت اکثرا رفته بودن اون event بیخوده! منو کوشا و رامتینو چند نفر دیگه که یادم نیست کیا بودن رفته بودیم کنسرتو. کلا تو یه سالن متوسط, فقط دو ردیف اول صندلیا پر شده بود. اونم نصفه نیمه. بعد در این حد کنسرتش cozy بود که ما آهنگ میگفتیم اونا اجرا میکردن من دو تا از آهنگای محبوبم ازشون رو گفتم که بخونن. بعدشم رامتین یه آهنگ گفت خوندنو بعدشم تموم شد جمع کردن رفتن

بعد دیگه اینکه دیشب خواب دیدم نیلوفر عروسی کرده! پریشب هم خواب دیدم آرمان با دوست دخترش عروسی کرده. خبریه آیا؟

امروز از ظهر تا همین الانا مشغول کار بودم. یه سری کارای اداری و خرید مونده بود که انجامشون حوصله میخواستو میشه گفت واسم سخت محسوب میشد. امروز همه شو انجام دادیم اصن اینقد خوب بود! کلی حس آرامش داد!

اول از همه باید SSN امو (تو مایه های شماره ملی تو ایران) به بانکم وصل میکردم! اینکارو باید یک سال قبل که حساب باز کردم انجام میدادم در اصل که خب نشده بود نشده بودنش هم داستان داشت. اول اینکه به من چیزی نگفته بودن یا حداقل وقتی گفته بودن که هنوز SSN ام نیومده بوده. وقتی هم که گفتن یه بار که رفته بودیم Mountain View بچه ها خرید کنن, منم رفتم Bank of America که SSN امو به طرف بگم. بعد از نیم ساعت اطلاعات منو وارد کردنو کلی تیکه انداختن سر ایرانی بودن, آخرش گفت که ID (کارت شناسایی عکس دار معتبر) تو بده. منم پاسپورتمو دادم و بعد گفت که چون ایرانی هستی سیستم جلو نمیبره و باید زنگ بزنم بپرسم چیکار کنم. بعد از کلی تلفنو اینا برگشت گفت که ایرانی هستی و ID یه آمریکا رو باید نشون بدی و ID کشورت قبول نیست. منم هنوز California ID نگرفته بودم (و نگرفتم هنوز!) و دست از پا درازتر برگشتم. کلا هم جزو معدود بارهایی بود که سر ایرانی بودن و بحث مربوط بهش اونقد اعصابم خورد شد که به تمام معنا متاسف شدم از ایرانی بودنم. حالا جالب اینکه مادر پدر طرف خودشون از یه جای داغونی بودن و کل فک و فامیل طرف هم همونجا بودن. و اینکه میز بقلیش مربوط به همکاریش بود که ایرانیه و برای چند روز رفته بوده ایرانو مرخصی گرفته بوده. خلاصه که گفت تا دو سه ماه دیگه California ID بگیر بیا وگرنه ممکنه حسابت بسته شه. منم اصلا نشد که برم ID بگیرم. هر بار وقت میگرفتم کاری پیش میومد مجبور میشدم کنسل کنم. کلا هم وقتی سالی ماکس دو بار بری bar همین میشه که نیازی به ID پیدا نمیکنی اصلا این بود که پروسه ی این SSN خیلی واسم سخت و نگران کننده شده بود. میترسیدم شوخی شوخی حسابمو ببندن. بعد کلا هم که این Bank of America ناز زیاد داره دیگه. مثلا من راحت واسم حساب باز کردن ولی بچه هایی که همزمان با من منتها تو شرق آمریکا رفته بودن حساب این بانکو باز کنن سر ایرانی بودن خیلی باهاشون بد برخورد کرده بودنو نتونسته بودن حساب این بانکو باز کنن. از طرفی من تمام دوستام با همون پاسپورت کارشون راه افتاده بودو من فک کردم گیر جدید اضافه کردن به سیستمشون. خلاصه امروز رفتم یه شعبه تو همین استنفورد گفتم هیچی نگم شاید کارمو راه انداخت. تو کمتر از ۵ دقیقه و بدون هیچ سوالی SSN امو وصل کرد به حسابم کلی هم احترام گذاشت! بعدشم چک هام تمام شده بود یه دسته چک سفارش دادم که بیاد دم خونه (اجاره خونه دادن با چک اینجا متداوله). این از قضیه ی بانک

واسه اون اشتباه Abercrombie هم زنگ زدم customer service گفت باید ایمیل بزنم بهشونو هم رسید خریدمو بفرستم هم یه سکرین شات از حسابم. وقتی اومدم ایمیلو بزنم دیدم که یکی از خریدا رو واقعا خودم دو بار تکرار کرده بودم یه کاپشن بود که واسه خودم آنلاین گرفتم بعد دیدم خیلی خوشگله واسه مژده هم یکی همون لحظه سفارش دادم منتهی فک میکردم که جفتشو با هم سفارش داده بودم. خلاصه این یکی سوتی از من بود اما خرید دوم که همون 200$ عه باقی مانده بود مربوط میشد به اونباری که تو مغازه خرید کردم و بعد از اینکه طرف کارتمو کشید سیستمشون ترکید و یه بار دیگه کارت کشید. اینجا دو بار از حسابم کم شده بود. جالب اینکه اون موقع واسه اینکه همچین سوتی ای به وجود نیاد منو نیم ساعتی منتظر گذاشت تا چک کنه ببینه از حسابم کم شده یا نه. کلی هم حرص خوردم سرش چون گفتش که کل پروسه ۵ دقیقه طول میکشه ولی نیم ساعت طول کشید و من خیلی خسته بودم میخواستم برم. گفت که الان صبر کنی راحتتره تا اینکه من دو بار کارت بکشم بعد بخوایم پولتو برگردونیم. بعد از نیم ساعت که مثلا مطمئن شد از حسابم بار اول کم نشده(!!) یک بار دیگه کارت کشید و بعدش من کلافه از اینکه یه خرید چند دقیقه ای اینقدر طول کشیده بود اومدم بیرون. در هر صورت امروز ایمیل زدم گفت تا ۴۸ ساعت جواب میدنو بعد ۱۰ روزه مشکلو حل میکنن من از همینجا خسته نباشید میگم به همشون خدا قوت برادر

دیگه اینکه باید زنگ میزدم Amazon یه سری چیز میزو پیگیری میکردم اصلا دوست نداشتم این تلفنه رو بزنم زدمو حل شد مساله, کلی حال داد.

بعدش رفتیم واسه کوشا یکم لباس مباس خریدیم. یه سری کار دیگه هم بود باید انجام میدادیم اونارو هم کامل انجام دادیمو شب برگشتیم خونه. خسته و هلاک بودم ولی نمیخواستم حرفم زمین بمونه. این شد که ورزش امروزمو انجام دادم. طبق این برنامه هه. ۵ دقیقه ی اول همه ش میگفتم میذاشتی فردا خب, خوابم میاد ولم کن ولی بعدش کلی حال داد. حس خوب انجام دادن کارایی که مهمن ولی الزاما تو اون لحظه حوصله شونو نداری lumosity هم شروع کردم بازی کردن باز. یه سری بازی فکریه باحال واسه پرورش ذهن داره. بعد هممممهه ی اینا هم دوش گرفتم و اومدم که بنویسمو بخوابم

شبخیر

برچسب: نویسنده: سجاد مرادیان تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 4:48

صفحه بندی